قهرمان ميرزا عين السلطنه
3219
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
آقا بيك به محكمهء جزاى عدليه عريضهء شكايت دادهام . نمىدانيد نمكبهحرام در سر كهريزك چه خيانتها كرد و مرا به اين دردها مبتلا . ديگر نه سوارى داريم ، نه شكار ، نه دوچرخه ، نه كتاب ، نه روزنامه . آنچه ديده بوديد درست وارونه شده ، مثل چاپار پياده اينطرف و آنطرف . وضع طهران تشريحى نيست مگر سر فرصت آدم بنويسد ، 12 شوال . » نامهء نصير الدوله رقعهجات نصير الدوله به تاريخ 26 رمضان از ترشى انداختههاى رفعت السلطان . « ديرى است كه از زيارت مرقومات عاليه قرين سعادت نشده است . اميدوارم وجود مسعود را سلامت و عافيت حاصل بوده باشد و در دار الملك الموت با كمال اقتدار مشغول حكمرانى هستيد ( خبر ندارد كه نوبه مجال نمىدهد ) . از مجارى احوال ما خواسته باشيد در اول رجب بنده به سعدآباد آمده است و گاهى اجبارا به شهر مىرود كه از گردوخاك معمولى بىنصيب نماند و دماغى تازه شود . تا آخر اين ماه رمضان كه مسلم است خواهد ماند . ديگر بسته به روزگار است ، تا چه پيش آيد . اوضاع مملكت همانطور بد است كه بوده . حالا رشيد السلطان اصانلو هم اضافه شده است . از خوار گرفته تا دماوند در تحت غارت ايشان است . امير اعظم مأمور شد برود . نمىدانيم چه خواهد كرد ( آن بود كه آقا نوشت ) . رشيد السلطان تمام شد يقين نوع او زياد خواهد بود . همهروزه همين اوضاع است . روز هم شب مىشود . بعضيها فايده دارند . خوب مىگويند بعضى ضرر كرده ، حسرت سايرين را مىخورند . منتظر ظهور حضرت حجة هستند . بارى به حمد الله فرزندان سلامت هستند . نواب عليه هم عرض سلام مىرساند . فراموش كرديد طوله كه خواسته بودم بفرستيد . البته هروقت ممكن است ارسال فرمائيد . پاسبانى ما كه با پليس نيست ناچار سگ اسباب دلخوشى است . اما جنس بزرگ باشد و قوى كه به كار بخورد . » نامهء عدل الممالك رقعهء عدل الممالك از قزوين مورخه غرهء ذيقعده - كابينهء وزرا تغيير كرد . عين الدوله وزير داخله - فرمانفرما وزير جنگ - صنيع الدوله وزير ماليه - محتشم السلطنه وزير عدليه - مستوفى الممالك همان رئيس الوزرا - حسينقلى خان نواب هم وزير خارجه . ظل السلطان را هم جهت حكومت فارس احضار كردهاند . معلوم مىشود از كابينهء فعال هم كارى صورت نگرفت . مستبدين را باز سركار آوردند . لكن از اينها هم كارى ساخته نخواهد شد . ايران صد هزار قشون [ با ] ديسيپلين